صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
2
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3446
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: My home
سن: 37
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 18 آبان 1388، ساعت 19:06
 4 ماه و 1 روز پيش
#1
 
دانشجوي سال اولي: دانشجويي که فکر مي کند با تحصيلات دانشگاهي مي‌تواند آينده‌ي بهتري براي خودش بسازد

دانشجوي سال دومي: دانشجويي که فکر نمي‌کند با تحصيلات دانشگاهي بتواند آينده‌ي بهتري براي خودش بسازد.

دانشجوي سال سومي: دانشجويي که مطمئن شده است با تحصيلات دانشگاهي نخواهد توانست آينده‌ي بهتري براي خودش بسازد.

دانشجوي سال چهارمي: دانشجويي که ديگر نه فکر مي‌کند، نه به چيزي اطمينان دارد و نه آينده‌ي براي خود متصور است.

مشروط: دانشجويي که به خاطر علاقه‌ي زيادش به درس خواندن، مورد حسادت قرار گرفته و از اين رو دانشگاه او را ملزم کرده است که در ترم بعدي بيش از حد معيني واحد انتخاب نکند تا به بقيه هم برسد! کلمه مشروط از «مشروطه» مي‌آيد که عده‌اي معتقدند باعث رونق گرفتن دانشگاه در ايران شد. عده‌ي ديگري هم معتقدند که رونق گرفتن کار مشروط‌ها باعث اضمحلال مشروطه شد.

تقلب: دانش دوپينگي

سهميه: دوپينگ قانوني.

گوسپند: نوعي جانور که جز نوشتن جزوه، حفظ جزوه و پاس کردن درس از روي جزوه هيچ کار ديگري در دانشگاه نمي‌کند. چنين موجوداتي در دانشگاه‌هاي مشهور بيشتر ديده مي‌شوند و فرق آنها با ساير گوسپندان در اين است که نه کله‌ي اين گوسپندان قابل استفاده است و نه پاچه‌ي خوشمزه‌اي دارند.

جزوه: دستنوشته‌هايي که گمان مي‌شود عصاره‌ي يک کتاب است. اما در واقع تفاله‌ي بخشي از آن است. دستگاه تفاله‌گيري «استاد» ناميده مي‌شود.

استاد حل تمرين: دانشجوي ترم بالاتري که در ازاي گرفتن شندرغاز پول و شنيدن لفظ «استاد» چنان از خودبيخود مي‌شود که تن به خورد گچ تخته و مسخره شدن توسط سي چهل تا دختر و پسر مي‌دهد.
موجودات در دوره‌ي دبيرستان بسته مي‌شود و در کلاس‌هاي کنکور به بلوغ مي‌رسند. اين موجودات اغلب در کافه ترياهاي دانشکده‌ها استحاله مي‌شوند.

تريا: محلي براي فرار از غذاي سلف که در اين حالت مصداق بارز از چاله به چاه افتادن است. اما صرفنظر از ارزش غذايي آن، از لحاظ فرهنگي اهميت زيادي دارد. به خصوص براي پژوهندگان زبان کوچه و بازار و کاشفان جديدترين فحش‌ها و اصطلاحات جنسي.

گرد: جسمي که طول و عرض و ارتفاع آن از مرکزش به يک فاصله است. چنين دخترهايي معمولا در حدود 165 سانتيمتر قد و به ميزان سه چهارم پي آر 3 حجم دارند که ناشي از سال‌ها در خانه نشستن و دست به سياه و سفيد نزدن و تست زدن است. سه عاقبت دردناک در انتظار آنهاست: ازدواج، انفجار و ورود به دانشگاه که گزينه‌ي آخري و متعاقب آن استفاده از غذاي سلف، دردآورترين آنهاست.

سلف (غذاخوري): فعال‌ترين آزمايشگاه و واحد توليدي هر دانشگاه که توانايي تبديل موجودات گوناگون به غذا را دارد. يکي از رايج‌ترين توانايي‌ها که شرط لازم اوليه براي سلف ناميده شدن يک مکان محسوب مي‌شود، توانايي بازيافت چمن‌هاي محوطه به شکل قرمه‌سبزي است.

گوريل: گونه‌اي از دانشجويان پسر با موهاي ژوليده و لباس‌هاي بدفرم که از بوي سير دهان و عرق لباس‌هايشان نمي توان کمتر از سه متر به آنها نزديک شد. اين جانوران معمولا پس از فارغ‌التحصيلي به‌جاي اعزام به قلب جنگل‌هاي آمازون در پشت ميزهاي مديريت و رياست جاي مي‌گيرند.

شاسکول: دانشجويي (عمدتا دختر) که بعد از 20 بار جزوه دادن به يکي از دانشجويان جنس مخالف هنوز فکر مي‌کند خط خوبش باعث محبوبيت‌اش است.

پلشت:
دانشجويي که حاضر است کيسه فريزر دور بشقابش بکشد و با قاشق يک بار مصرف غذا بخورد تا مجبور نباشد روزي يکبار ظرفهايش را بشويد. تقريبا اکثر دخترهاي ساکن در خوابگاه هاي دانشکده هاي علوم و مهندسي.

بتونه‌کاري: فريضه‌ي واجبي که بيشتر دختران دانشجو صبح‌ها قبل از حرکت به سمت دانشگاه بر روي صورت خود انجام مي‌دهند تا ديدارشان قابل تحمل شود. معمولا هم نمي‌شود.

جلبک: نوعي دانشجو با آي‌کيوي حيرت‌برانگيز و توانايي جزوه نوشتن حتي از روي سرفه‌هاي استاد. تراکم زيستي اين جانداران در دانشکده‌هاي علوم انساني بيشتر است.

_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3446
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: My home
سن: 37
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 18 آبان 1388، ساعت 19:09
 4 ماه و 1 روز پيش
#2
 
بورسيه: همزماني کار و تحصيل که ماحصل آن تلفيق درس‌نخواني و اززيرکاردررويي است.

پروژه: کار عملي که دانشجوها با هم انجام مي‌دهند. بعضي‌ها هم روي هم!

تحقيق: تاليف يا ترجمه‌ي بخشي از کتابي که استاد در نظر دارد بعدا به نام خودش چاپ کند در ازاي گرفتن مقدار ناچيزي نمرده.

پروپوزال: نوشته‌ي بي ربط کوتاهي که در آن درباره‌ي نوشته‌ي بي‌ربط بلندي که بعدا نوشته يا کپي پيست خواهد شد، توضيح داده مي‌شود. Razz Applause Applause

Image


پايان‌نامه: تايپ يا کپي-پيست کردن مقداري متن پراکنده در کتابها و پايان‌نامه‌هاي قديمي‌تر در يک فايل و پرينت گرفتن از آنها و صحافي کردن مجموعه. خوشبختانه با پيشرفت علم و تکنولوژي، تمام اين فرآيندها با صرف هزينه‌ي معقولي به طور کاملا خودکار و بدون دخالت دست و ذهن انجام مي‌گيرد.


دانشنامه (مدرک): درپوش کوزه.

جابجايي (دانشجويي): تفاوت علمي دانشگاه‌ها به زبان پول.

ارث پدري (طلب بابا): طلبي که بعضي از دانشجويان ارزشي از ديگران دارند و معمولا به صورت گزاره‌هايي همچون «چرا اين لباس رو پوشيدي؟»، «چرا موهات ديده مي‌شه؟»، «ديگه اين موسيقي رو نشنوم ها»، «ديگه نبينم با هم کِروکِر مي‌کنين»... بروز مي‌کند.

خوابگاه متاهلي: جايي براي استراحت، مطالعه، تماشاي تلويزيون، درس خواندن و باقي کارها. به خصوص باقي کارها.

کارتن‌خواب: دانشجوي بي‌خوابگاه که معمولا پس از سر و سامان گرفتن و هم اتاق شدن با چند دانشجوي شهرستاني، حسرت کارتن‌خوابي و دربدري را خواهد کشيد.

جوات: دانشجويي که طبق آخرين مدهاي 10 سال قبل لباس مي پوشد و با آخرين مدهاي 20 سال قبل زندگي مي کند و مثل 30 سال قبل فکر مي کند. جوات‌ها معمولا آينده مثبتي در مشاغل دولتي دارند.

افزايش سنوات: حاصل ز گهواره تا گور دانش جوييدن.


پاچه‌خواري: يکي از راه‌هاي گرفتن نمره از اساتيد به طور شرافتمندانه. البته شرافتمندانه در قياس با ساير راه‌ها!

کفش پاشنه بلند (تق تقي): ابزار توليد آژير ورود و يا نزديک شدن دختر دانشجويي که دانشگاه را با مجلس عروسي اشتباه گرفته است

راهنمايي معلومات دارند و رفتارشان مثل دبيرستاني‌هاست.

خر زدن: تنها نوع حيوان‌آزاري که انسان‌ها روي خودشان هم انجام مي‌دهند. خر زدن در شب‌هاي امتحان به پيک خود مي‌رسد.

بحر تعمق: حالتي که به دانشجويان پس در حال مطالعه‌ي دقيق روزنامه روشنفکري خبر ورزشي دست مي‌دهد.

روح: عضوي از استاد که در جلسه‌ي امتحان و پس از ديدن برگه‌ي سوالاتي که ربط چنداني به درس‌ها ندارد، از آن به وفور ياد مي شود. ادامه‌ي عمليان بر روي برگه دنبال مي‌شود.

صلاحيت داشتن: با مسئول يکي از نهادهاي مستقر در دانشگاه سلام و عليک داشتن.

پول: عامل بدبختي‌هاي بزرگي مثل ازدواج و تحصيل در دانشگاه آزاد.

هيز: دانشجو يا مامور انتظامات يا کارمند يا حتي استاد عزيزي که وظيفه‌ي زبانش را به چشمش محول کرده است!

اسکن استخوان: طرز نگاه کردن افراد فوق‌الذکر که معمولا از پاشنه‌ي کفش همکلاسي‌ها شروع شده و به نوک مقنعه‌ي آنها منتهي مي‌شود.


افتادن: سقوط از بالا به پايين که به خاطر عوامل مختلفي چون جاذبه‌ي زمين، درس نخواندن، جزوه نداشتن، شکست در عشق و امثال آنها اتفاق مي‌افتد.

تئوريسين: آدمي با تحصيلات نيم‌بند دانشگاهي و توانايي فوق‌العاده در آسمان به ريسمان بافتن‌هاي فلسفي و سياسي که وظيفه‌ي آماده‌سازي دانشجويان براي «روز مبادا» را دارد. وجود تعدادي دانشجوي خودي و بچه مثبت که با دهان باز به حرف‌هاي استاد گوش بدهند و به خصوص دختران دانشجويي که از تمام صحبت‌هاي او نت‌برداري کنند - به ويژه در هنگام زوم کردن دوربين- لازم و ضروري است. تئوريسين‌ها معمولا ته‌لهجه‌ي مشهدي دارند.

ازدواج دانشجويي: اشتباه صنفي

_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مراحل مختلف يک تحقيق يا پروژه دانشگاهي
1
پاسخها: 1 بیننده: 154 نویسنده: Omid
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است اصطلاحات جوانان
2
پاسخها: 13 بیننده: 775 نویسنده: Omid
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است اصطلاحات شيرازي!
1
پاسخها: 33 بیننده: 1437 نویسنده: عبود
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است اصطلاحات بومي آبادان
1
پاسخها: 14 بیننده: 461 نویسنده: علي بابا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: