| نویسنده |
پیغام |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6757 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 13 مرداد 1387، ساعت 9:57 |
|
 |
4 ماه و 1 روز پيش |
|
#1
|
| |
بايد که بيايي
خيز تا خرقه صوفي به خرابات بريم
جناب آقاي سيد محمد خاتمي
رقعه اي که اينک پيش رو داريد تراويده خامه آن خيل از کساني است که با رصد تحولات کنوني مي کوشند در مقام توجيه ، ضمن بيان بايد هاي حضور حضرت عالي در عرصه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ، آن ها را به اين صورت به رشته تحرير در آورند:
بايد اول: صيانت از ديانت، بايد دوم: حفظ عزت ملت، بايد سوم: دفاع از جمهوريت، بايد چهارم: پاسداشت اخلاق و سياست، بايد پنجم: اصلاح وضع معيشت، بايد ششم: حراست از حريت و عدالت، بايد هفتم: عقلانيت و مديريت
بر اساس همين بايدهاست که حالا آمدنت را نه زمزمه مي کنيم که فرياد مي زنيم، ما نيز هنوز بر همان عهد پيشين استواريم، ايران و ايراني را لبخندي نياز است و پيمودن همان راهي که آغازش با تو بود، بايداين گام برداشت اما استوارتر. اگر ارديبهشت سال 1380 گفتي که تشخيص مردم برايت مهم است، بار ديگر ما تشخيص خود را اعلام مي کنيم و براين اعتقاد خود راسخ هستيم که خاتمي همان خاتمي است و مردم هم همان مردم فقط زمانه سردرگم است و بي برنامه که با ياري خدا، خاتمي و مردم قطار ايران به ريل اصلاحات بازمي گردد.
منبع: ياري
http://www.yaari.ir |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
itwman  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: جمعه 16 آذر 1386 مجموع ارسالها: 393 اعتبار کسب شده: 3018 محل سکونت: کاشان سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 13 مرداد 1387، ساعت 15:52 |
|
 |
4 ماه پيش |
|
#2
|
| |
نمي دونم چرا با خوندن اين مطلب ياد تيم ملي فوتبالمون افتادم که گير دادن علي کريمي ، وحيد هاشميان و مهدي مهدوي کيا بيان
مگه تو ايران قحطي فوتباليست اومده ؟!
نظر شخصي من اينه که اين دعوت رو از مير حسين موسوي انجام ميدادن ! |
_________________ هميشه پشت سر هر مرد موفق ، زني هست که نتونسته جلوي موفقيت شو بگيره. 
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6757 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 13 مرداد 1387، ساعت 17:16 |
|
 |
4 ماه پيش |
|
#3
|
| |
| itwman نوشته بود: |
نمي دونم چرا با خوندن اين مطلب ياد تيم ملي فوتبالمون افتادم که گير دادن علي کريمي ، وحيد هاشميان و مهدي مهدوي کيا بيان
مگه تو ايران قحطي فوتباليست اومده ؟!
نظر شخصي من اينه که اين دعوت رو از مير حسين موسوي انجام ميدادن !  |
قطعاً اصلاح طلبان هر دوره براي انتخابات رياست جمهوري به عنوان يکي از اولين گزينه ها روي ميرحسين موسوي حساب مي کنن و ابراز تمايل مي کنن که در صحنه حضور پيدا کنه؛ اما ميرحسين هم براي نيومدن دلايل خاص خودش رو داره که همچنان پابرجاست و تا زماني که شرايط مورد نظرش فراهم نشه نخواهد اومد. فعلاً هم به نظر نمي رسه شرايط بازگشت ميرحسين موسوي به صحنه سياست فراهم شده باشه.
در ضمن در شرايطي که همه چيز به طور سنتي در راستاي تکرار رياست جمهوري احمدي نژاده، اگه اصلاح طلبان مي خوان نيرويي رو معرفي کنن، بايد به اندازه کافي قدرتمند باشه تا بتونه مقابل احمدي نژاد که حمايتهاي ويژه اي پشت سرش هست وايسه. چنين نيرويي در جبهه اصلاحات بايد کسي مثل خاتمي يا کسي با وزن سياسي و اجتماعي او باشه. گزينه بهتري به ذهنتون مي رسه؟ |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
s_mr66  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 545 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 14 مرداد 1387، ساعت 0:07 |
|
 |
4 ماه پيش |
|
#4
|
| |
| itwman نوشته بود: |
نمي دونم چرا با خوندن اين مطلب ياد تيم ملي فوتبالمون افتادم که گير دادن علي کريمي ، وحيد هاشميان و مهدي مهدوي کيا بيان
مگه تو ايران قحطي فوتباليست اومده ؟!
نظر شخصي من اينه که اين دعوت رو از مير حسين موسوي انجام ميدادن !  |
سلام
مير حسين موسوي نمياد به جند دليل
اول که نميتونه با سپاه کار کنه (خوب حق هم داره)
دوم مهندس عقايد سوسياليستي داره با تفکرات اقتصاد ازاد و تجارت جهاني مخالفه
از ايشون تو انتخاباتت نهم دعوت شد اما دو تاشرط گذاشتن که بيان که عملي نبود |
|
_________________ از نيل تا پنجاب
|
|
|
|
|
 |
| اميرحسين |
|
آغاز ناز و کرشمههاي انتخاباتي
قاسم روانبخش
1. در حکايت آمده است روزي يک جوان روستايي و محروم که براي انجام خدمت سربازي به پادگاني اعزام شده بود، در چند روز اول سخت دچار ترديد بود که فرار کند يا به خدمت ادامه دهد؛ شب هنگامي که چند ساعت بر سر پست ميايستاد با خود ميگفت: فردا فرار ميکنم؛ ولي صبح که بر سر ميز صبحانه مينشست، تصميم بر ماندن ميگرفت. پس از صبحانه که براي تمرينهاي سخت برده ميشد به فکر فرار ميافتاد؛ اما بر سر سفره ناهار، ماندن را بر فرار ترجيح ميداد! بالاخره چند روزي گذشت و او در حال ترديد به سر ميبرد؛ ميمانم، فرار ميکنم، ميمانم... . اين سرباز در عالم خيال خود چنين ميپنداشت که همه در يک نوع ترديد به سر ميبرند! از اينرو، هنگامي که براي تمرين به ميدان پادگان برده شده بود و فرمانده به سربازها دستور بشين و پاشو ميداد، اين سرباز تصور کرد که فرمانده هم مثل او دچار ترديد شده و نمي تواند تصميم بگيرد؛ به همين سبب با صداي بلند گفت: آقاي فرمانده! لطفا تصميم خودتان را بگيريد که ما بنشينيم يا پا شويم؟!
2- در اين روزها باز موضوع آمدن و نيامدن برخي افراد براي رياست جمهوري مطرح شده و ظاهرا قرار است يک سال باقيمانده تا انتخابات، اين آقايان در ترديد بمانند تا به عنوان يک مساله همواره در اذهان زنده بمانند. آقاي خاتمي در دور دوم رياست جمهوري اش که به دليل سياستهاي غلط فرهنگي و اقتصادي به شدت نگران راي نياوردن بود، از همين تاکتيک «ترديد» استفاده کرد. روزنامههاي جريان مدعي اصلاحطلبي هم مدام تيتر خود را به آمدن و نيامدن وي اختصاص ميدادند. يکي مينوشت «او ميآيد» و ديگري تيتر ميزد «نميآيد». او نيز هيچگاه به صورت شفاف موضع خودش را بيان نميکرد. اين فرآيند تا زمان ثبت نام ادامه يافت و سرانجام با حضور در وزارت کشور و گريه سياسي در برابر دوربينهاي يک فيلم ساز ماهر» ترديدش بر طرف شد. او بدينوسيله توانست براي بار دوم به رياست جمهوري انتخاب شود و در مجموعه کاخ سعدآباد باقي بماند. تاکتيک ترديد به عنوان يک الگوي موفق! در انتخابات نهم نيز محور کار يکي از نامزدهاي مشهور قرار گرفت و همان پروژه مو به مو اجرا شد! او امّا سر انجام پس از يک سال کش و قوس سياسي و به کارگيري تاکتيک ترديد در روز 23/2/84 به وزارت کشور رفت و ثبت نام کرد. جالب اين که اين نامزد پس از ثبتنام هم ترديد يک سالهاش را به فيلم کشيد، در آن فيلم تبليغاتي او بر خلاف نهي همسر و فرزندانش، براي نجات کشور از پل ترديد گذشت و تصميم بر ماندن گرفت! ولي از آن جايي که اين تاکتيک، تکراري بود، به رغم تبليغات گسترده، مورد اقبال قرار نگرفت. در نتيجه شاهين محبت بر شانه مردي نشست که بدون ترديد و بي هيچ منتي بر مردم، شفاف و بيپرده مي گفت: ما براي نوکري مردم آمده ايم، ما مي توانيم و... .
3- اين روزها جريان مدعي اصلاحطلبي تصميم دارد با همان تاکتيک وارد عرصه شود؛ از اينرو مدتي است سخن از آمدن و نيامدن فرد خاصي ميکنند و چه بسا ميخواهند اين فرآيند را ادامه دهند و تصور ميکنند با تيتردهي روزنامه ها ميتوان بار ديگر فضاسازي کرد و به نتيجه مطلوب رسيد؛ غافل از آن که گفتمان جامعه تغيير کرده و مردم از ديدن فيلم تکراري خسته شدهاند. آنها ديگر سياست ناز و کرشمه را نميپسندند، آن هم از سوي کسي که در دوران 8 سال رياستاش بحرانهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي شدت گرفت و شاهد پيشرفت چنداني در عرصه سياست خارجي، فناوري هسته اي و ديگر عرصهها نبوديم! امروز ملت ايران به گفتماني روي خوش نشان ميدهند که قاطع، شفاف و صادقانه باشد. اگر سيد حسن نصرالله مرد سال و محبوبترين چهره جهان عرب ميشود، درست به همين دليل است. اگر ميگويد سمير قنطار به زودي آزاد ميشود به وعدهاش عمل مي کند و اگر ميگويد اسرائيل از خانه عنکبوت سستتر است و در برابر مقاومت حزب الله مجبور به عقب نشيني و شکست خواهد شد» در همين راستا است. دکتر احمدي نژاد نيز با همين گفتمان وارد عرصه شد و امروز با همان ادبيات شفاف» هم با ملت سخن ميگويد و هم با دشمنان ملت» و آقاي عبدي چه خوب تشخيص داده است که مينويسد: «آيا هنوز فکر مي کنند اگر يک نامزد داشتيد موضوع بهتر ميداشتند؟ از نظر من حتي اگر يک نامزد ميداشتند، هيچ تاثيري بر سرنوشتشان نداشت و اين خطا را اين بار هم در حال تکرار هستند و مشکل انتخابات را به يک موضوع فني و تاکتيکي تقليل ميدهند...»(1)
اين گونه به نظر ميرسد که به سان همان سرباز سربازخانه، ترديد در پادگان اصلاحات وجود دارد و مردم نيز خارج از پادگانند. مدعيان اصلاحات همانند انتخابات هاي گذشته باز هم مشمول آيه «ذرهم في خوضهم يلعبون» خواهند بود و ملت راهي را برخواهد گزيد که همه ابعاد آن برايشان آشکار باشد؛ نه اين که در ظاهر، سخن از اصلاحات، پيشرفت، مردم و... به ميان آيد ولي در واقع مردم را در حد کساني که لياقتشان صفکشيدن براي سم موش است! تقليل داده، به جاي پيشرفت در موضوع فناوري هسته اي، متوقف شوند و در ديپلماسي به جاي عزت و اقتدار، فرار و ذلت و تسليم و سازش در دستور کار قرار گيرد و به جاي اصلاح انحرافات، خط انحراف را با تابلوي اصلاحات در کشور نهادينه نمايند.
پينوشت:
1- شهروندامروز، 30 تير 87، ص 67
منبع |
|
|
|
 |
سراب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2368 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 20 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 16 مرداد 1387، ساعت 1:58 |
|
 |
3 ماه و 28 روز پيش |
|
#6
|
| |
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 1110 اعتبار کسب شده: 5605 محل سکونت: هيدالو سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 16 مرداد 1387، ساعت 12:55 |
|
 |
3 ماه و 28 روز پيش |
|
#7
|
| |
|
|
|
|
 |
TITAN  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 دي 1385 مجموع ارسالها: 1135 اعتبار کسب شده: 3876 محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 16 مرداد 1387، ساعت 18:54 |
|
 |
3 ماه و 27 روز پيش |
|
#8
|
| |
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6757 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 16 مرداد 1387، ساعت 19:30 |
|
 |
3 ماه و 27 روز پيش |
|
#9
|
| |
| نقل قول: |
| ... دکتر احمدي نژاد نيز با همين گفتمان وارد عرصه شد و امروز با همان ادبيات شفاف» هم با ملت سخن ميگويد و هم با دشمنان ملت.... |
من اگه يه ذره هم شک داشتم که احمدي نژاد به درد مملکت داري مي خوره، با اجراي "طرح جمع آوري اطلاعات اقتصادي ايران" مطمئن شدم که ايشون و تيمي که در اجراي اين طرح باهاشون همفکري شده به اندازه يه بچه دبيرستاني از مديريت چيزي نمي فهمن. مي خوان اطلاعات جزئيات اقتصادي خانواده هاي هفتاد ميليون ايراني رو با پخش کردن فرمهاي کاغذي و پر کردن اونها توسط خود اشخاص به دست بيارن و بعد همين اطلاعات رو مبناي طرح تحول اقتصادي و هدفمند کردن يارانه ها قرار بدن! قطعاً کوچکترين تضميني وجود نداره که اين فرمها در اختيار همه خانوارها قرار بگيره و کساني که فرم رو پر مي کنن اطلاعات درستي در اختيار دولت قرار بدن. با توجه به اين که هر چي وضعيت اقتصادي خانوار بهتر باشه امکان بهره منديش از امکانات يارانه اي کمتر خواهد بود، قطعاً خيليها اطلاعات درستي ثبت نمي کنن.اين طرح بچه گانه به قدري خامه که حتي خوشون هم نمي دونن اين فرمها رو مي خوان چکار کنن و با اين حجم انبوه اطلاعات کاغذي غير مطمئن بايد چه تصميم گيري انجام بشه. تنها چيزي که مسلمه سر کار رفتن مجدد مردم و اون جوري که رسماً اعلام کردن چند ده ميليارد تومن هزينه مستقيم و چندين برابر اون هزينه مستقيم هست. همين! چنين افتضاح مديريتي در کشور بزرگي مثل ايران و در قرن بيست و يکم بايد در تاريخ ثبت بشه. |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3173 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 17 مرداد 1387، ساعت 1:20 |
|
 |
3 ماه و 27 روز پيش |
|
#10
|
| |
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1890 اعتبار کسب شده: 4872 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 17 مرداد 1387، ساعت 8:49 |
|
 |
3 ماه و 27 روز پيش |
|
#11
|
| |
خيلي جالبه!
اين سيد خدا هنوز نيومده ترس انداخته به جون اين به اصطلاح اصول گراها! بابا جون بزاريد بياد بعد شروع کنيد به خط و نشون کشيدن!! شماها از سايه ي خاتمي هم ميترسيد؟ اگر شما به کانديداي قوي و مهرورزتون که داراي بينش عميق اقتصادي هم هست اينقدر اعتقاد داريد چرا از رقابت اون با کسي که 4 ساله در هيچ نهاد رسمي سياسي و قدرت و دولتي حضور نداشته اينقدر لرزه بر اندامتون افتاده؟
جالب ترين اظهار نظر مربوط به برادر حسين بود که خاتمي رو تهديد به رد صلاحيت کرده بود. |
|
_________________ نه بسته ام به کس دل, نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج , رها, رها, رها من!
|
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2169 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 17 مرداد 1387، ساعت 11:26 |
|
 |
3 ماه و 27 روز پيش |
|
#12
|
| |
من که گزينه اول رو انتخاب کردم
به صورت کاملا عاميانه و صادقانه جواب ميدم ، هر چند خيلي از دوره رياست جمهوري جناب هاشمي چيزي يادم نمياد ولي استرسها و مشکلاتي که الان در زمان رياست دکتر جان تجربه ميکنيم ررو اون زمان به صورت ديگه اي تجربه کرديم و گذرونديم ، هر چند که الان چند برابر و متنوع تر شده
يا ما در دوره آقاي خاتمي مثل امير حسين از ايران بي خبر بوديم و سرمون گرم کارهاي شخصي بود و خبري از وضعيت مردم بدبخت ايران نداشتيم يا هم که واقعا در زمان رياست ايشون اين ملت بي نوا آرامش و آسايش داشتن ،
در هر حال چون شخصا از وضع نامساعد مردم و وضعيت نابسامان کشور خيلي رنج مي برم و هيچ وقت نمي تونم نسبت به يک سري مسائل بي تفاوت باشم ، در طي ا ين دو سال گذشته ، هيچ روز و شبي آرامش نداشتم ، يعني دائما نگرانم
نگراني حس بديه که هيچ وقت در زمان خاتمي نداشتم ، هيچ وقت نگران فردا نبودم ، خدا نگذره از کساني که باعث شدن ملت يک شب خواب آروم نداشته باشن
همه اينا جدا از تمام ديدگاه هاي اقتصادي ، اجتماعي و سياسي و عميق شما عزيزان سياست مدار بود
از ديد يه دختر ايراني که متاسفانه درد اطرافيانش رو خيلي خوب درک مي کنه ، بسي سخن رانديم |
_________________ ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند 
|
|
|
|
|
 |
شاکي  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 21 اسفند 1386 مجموع ارسالها: 52 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 17 مرداد 1387، ساعت 14:36 |
|
 |
3 ماه و 26 روز پيش |
|
#13
|
| |
هيچ وقت يادم نميره اين سيد موزي بعد 8 سال رفت کنار گفت چه کلاهي سر من رفت اين 8 سال و اکنون به سر کسي ديگه ميزاريم..حالا بازم طالب شده کلاه سرش بره!!!
از احمدي نزاد هم متنفرم...همونجور که وحيد گفت با اين طرحش حماقت خودشو نشون داد و اينکه تو دورانش بيش از پيش قدرت اخوندا مذهبيون بسيجي زياد شد و کمک هاي مالي به فلسطين لبنان و ..
دين هيچ ربطي به سياست نداره ولي اين ممود ديونه نوفهمه.
هر کسي به جز ممود و سيد بشن چشم بسته به اون راي ميدم...آزموده را آزمودن خطاست |
|
|
|
|
|
|
 |
s_mr66  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 545 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 17 مرداد 1387، ساعت 17:16 |
|
 |
3 ماه و 26 روز پيش |
|
#14
|
| |
| اميرحسين نوشته بود: |
[
آغاز ناز و کرشمههاي انتخاباتي
قاسم روانبخش
1. در حکايت آمده است روزي يک جوان روستايي و محروم که براي انجام خدمت سربازي به پادگاني اعزام شده بود، در چند روز اول سخت دچار ترديد بود که فرار کند يا به خدمت ادامه دهد؛ شب هنگامي که چند ساعت بر سر پست ميايستاد با خود ميگفت: فردا فرار ميکنم؛ ولي صبح که بر سر ميز صبحانه مينشست، تصميم بر ماندن ميگرفت. پس از صبحانه که براي تمرينهاي سخت برده ميشد به فکر فرار ميافتاد؛ اما بر سر سفره ناهار، ماندن را بر فرار ترجيح ميداد! بالاخره چند روزي گذشت و او در حال ترديد به سر ميبرد؛ ميمانم، فرار ميکنم، ميمانم... . اين سرباز در عالم خيال خود چنين ميپنداشت که همه در يک نوع ترديد به سر ميبرند! از اينرو، هنگامي که براي تمرين به ميدان پادگان برده شده بود و فرمانده به سربازها دستور بشين و پاشو ميداد، اين سرباز تصور کرد که فرمانده هم مثل او دچار ترديد شده و نمي تواند تصميم بگيرد؛ به همين سبب با صداي بلند گفت: آقاي فرمانده! لطفا تصميم خودتان را بگيريد که ما بنشينيم يا پا شويم؟!
2- در اين روزها باز موضوع آمدن و نيامدن برخي افراد براي رياست جمهوري مطرح شده و ظاهرا قرار است يک سال باقيمانده تا انتخابات، اين آقايان در ترديد بمانند تا به عنوان يک مساله همواره در اذهان زنده بمانند. آقاي خاتمي در دور دوم رياست جمهوري اش که به دليل سياستهاي غلط فرهنگي و اقتصادي به شدت نگران راي نياوردن بود، از همين تاکتيک «ترديد» استفاده کرد. روزنامههاي جريان مدعي اصلاحطلبي هم مدام تيتر خود را به آمدن و نيامدن وي اختصاص ميدادند. يکي مينوشت «او ميآيد» و ديگري تيتر ميزد «نميآيد». او نيز هيچگاه به صورت شفاف موضع خودش را بيان نميکرد. اين فرآيند تا زمان ثبت نام ادامه يافت و سرانجام با حضور در وزارت کشور و گريه سياسي در برابر دوربينهاي يک فيلم ساز ماهر» ترديدش بر طرف شد. او بدينوسيله توانست براي بار دوم به رياست جمهوري انتخاب شود و در مجموعه کاخ سعدآباد باقي بماند. تاکتيک ترديد به عنوان يک الگوي موفق! در انتخابات نهم نيز محور کار يکي از نامزدهاي مشهور قرار گرفت و همان پروژه مو به مو اجرا شد! او امّا سر انجام پس از يک سال کش و قوس سياسي و به کارگيري تاکتيک ترديد در روز 23/2/84 به وزارت کشور رفت و ثبت نام کرد. جالب اين که اين نامزد پس از ثبتنام هم ترديد يک سالهاش را به فيلم کشيد، در آن فيلم تبليغاتي او بر خلاف نهي همسر و فرزندانش، براي نجات کشور از پل ترديد گذشت و تصميم بر ماندن گرفت! ولي از آن جايي که اين تاکتيک، تکراري بود، به رغم تبليغات گسترده، مورد اقبال قرار نگرفت. در نتيجه شاهين محبت بر شانه مردي نشست که بدون ترديد و بي هيچ منتي بر مردم، شفاف و بيپرده مي گفت: ما براي نوکري مردم آمده ايم، ما مي توانيم و... .
3- اين روزها جريان مدعي اصلاحطلبي تصميم دارد با همان تاکتيک وارد عرصه شود؛ از اينرو مدتي است سخن از آمدن و نيامدن فرد خاصي ميکنند و چه بسا ميخواهند اين فرآيند را ادامه دهند و تصور ميکنند با تيتردهي روزنامه ها ميتوان بار ديگر فضاسازي کرد و به نتيجه مطلوب رسيد؛ غافل از آن که گفتمان جامعه تغيير کرده و مردم از ديدن فيلم تکراري خسته شدهاند. آنها ديگر سياست ناز و کرشمه را نميپسندند، آن هم از سوي کسي که در دوران 8 سال رياستاش بحرانهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي شدت گرفت و شاهد پيشرفت چنداني در عرصه سياست خارجي، فناوري هسته اي و ديگر عرصهها نبوديم! امروز ملت ايران به گفتماني روي خوش نشان ميدهند که قاطع، شفاف و صادقانه باشد. اگر سيد حسن نصرالله مرد سال و محبوبترين چهره جهان عرب ميشود، درست به همين دليل است. اگر ميگويد سمير قنطار به زودي آزاد ميشود به وعدهاش عمل مي کند و اگر ميگويد اسرائيل از خانه عنکبوت سستتر است و در برابر مقاومت حزب الله مجبور به عقب نشيني و شکست خواهد شد» در همين راستا است. دکتر احمدي نژاد نيز با همين گفتمان وارد عرصه شد و امروز با همان ادبيات شفاف» هم با ملت سخن ميگويد و هم با دشمنان ملت» و آقاي عبدي چه خوب تشخيص داده است که مينويسد: «آيا هنوز فکر مي کنند اگر يک نامزد داشتيد موضوع بهتر ميداشتند؟ از نظر من حتي اگر يک نامزد ميداشتند، هيچ تاثيري بر سرنوشتشان نداشت و اين خطا را اين بار هم در حال تکرار هستند و مشکل انتخابات را به يک موضوع فني و تاکتيکي تقليل ميدهند...»(1)
اين گونه به نظر ميرسد که به سان همان سرباز سربازخانه، ترديد در پادگان اصلاحات وجود دارد و مردم نيز خارج از پادگانند. مدعيان اصلاحات همانند انتخابات هاي گذشته باز هم مشمول آيه «ذرهم في خوضهم يلعبون» خواهند بود و ملت راهي را برخواهد گزيد که همه ابعاد آن برايشان آشکار باشد؛ نه اين که در ظاهر، سخن از اصلاحات، پيشرفت، مردم و... به ميان آيد ولي در واقع مردم را در حد کساني که لياقتشان صفکشيدن براي سم موش است! تقليل داده، به جاي پيشرفت در موضوع فناوري هسته اي، متوقف شوند و در ديپلماسي به جاي عزت و اقتدار، فرار و ذلت و تسليم و سازش در دستور کار قرار گيرد و به جاي اصلاح انحرافات، خط انحراف را با تابلوي اصلاحات در کشور نهادينه نمايند.
پينوشت:
[color=red]1- شهروندامروز، 30 تير 87، ص 67
منبع[/url][/color] |
اول حيف نيست اسم هفته نامه بزرگي رو ميزاري اين زير من به منبعت شک دارم ! وااله هر چي من دارم تو سايت شهروند امروز ميگردم يکي 23 تير چاپ کرده يکي هم 5 مرداد من خودم اين هفته نامه رو ميخونم از محمد قوچاني بعيده همچين نوشته اي تو نشريش باشه تازه خودمم نديدم(شايد من يادم رفته باشه يا از قلم انداخته باشمش)
دوم اگه تو اون 4 سال اول خاتمي نتونست کاري بکونه چون نزاشتن يادت رفته قتل هاي زنجيره اي و بعدش 18 تير و بهد نامه سران سپاه به خاتمي که به معناي کامل اولتيماتوري بود براي کودتا
دوم فکر کنم قضيه برج ارميتاژو شنيده باشيد اين برج وقتي ساخته شد اولين برج بلمد تهران بود که به شکل مدرن ساخته شده بود و با سرمايه گزاري يک ايراني ساکن در خارج ساخته شد وقتي برج ساحتش تموم شد برادران هميشه هوشيار ريختن و صاحب برجو انداختن به علت تلاش براي بر اندازي زندان بعد بهش گفتن اگه ميخواش ازاد شي برج مال ما و برو صاحب برج از ايران رفت اما چون ادم کلفتي بود صداش به گوش ما رسيد اما صداي اونهايي که به گوش مانرسيده چي؟ اين حرکت کافيه که تموم سرمايه دار ها سرمايشون رو ور دارن برن
سوم قضيه فرودگاه امام يادم مياد که خاتمي گفت تا اخر اين هفته فرودگاه باز ميشه دو پرواز هم از اصفهان اومد بعد برادران هميشه در صحنه با نفر بر ريختن تو باند و نزاشتن فرودگاه باز بشه
فکر کنم همين موارد کفايت ميکنه که ببينيم نزاشتن!نه اسن که دولت کفايت نداشت ان ها مواردي بود که به گوش ما رسيد پشت پرده ببنين چه خبر بود
به نظر من هم خاتمي نبايد بياد اگه بياد نميتونه کار کنه دوباره از اول کار کردن درست نيست |
|
_________________ از نيل تا پنجاب
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6757 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 17 مرداد 1387، ساعت 19:43 |
|
 |
3 ماه و 26 روز پيش |
|
#15
|
| |
|
به عنوان يه دانشجو که اطلاعات دست متوسطي از سياست داره، فکر مي کنم يکي از دم دست ترين و در عين حال قابل توجه ترين فوايدي که حضور دوباره خاتمي به عنوان رئيس جمهور ايران مي تونه داشته باشه اينه که با توجه به چهره مثبتي که در جهان داره، فشارهاي جهاني ناشي از تحريم و جوسازي هاي تبليغاتي بر عليه ايران رو به شدت کم مي کنه. به نظرم آقاي احمدي نژاد با يک دندگي خاصي که داره و بعضي بي سياستي ها و بي توجهي ها، باعث شد که بيش از پيش ذهنيت جامعه جهاني نسبت به ايران منفي بشه. هر چند شايد بشه بعضي از اين گونه رفتارهاش رو در چارچوب دفاع از اعتقادات و آرمانهاي اسلامي و ملي توجيه کرد، نتيجه خيلي از اونها فقط دشمن تراشي هاي بي خود بود که اثرات منفيش رو ديديم و باز هم خواهيم ديد. |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
|
|