| نویسنده |
پیغام |
majidjon13  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2181 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پرشيا جنسيت: مرد |
 |
شنبه 05 مرداد 1387، ساعت 22:29 |
|
 |
4 ماه و 8 روز پيش |
|
#1
|
| |
محمدرضا شاه پهلوي، امروز در سن 60 سالگي در بيمارستان نظامي معادي، بر اثر ابتلا به بيماري ماکرو گلوبولينمي والدنشروم در شهر قاهره به ابديت پيوست. (زنده نام) انور سادات، رئيس جمهوري مصر، با کراوات سياه در راديو و تلويزيون اين کشور حضور يافت و با اعلام هفت روز عزاي عمومي، درگذشت پادشاه ايران را به اطلاع عموم رساند. انور سادات از مردم مصر به خاطر حمايت از او در پناه داده به شاه ايران تشکر کرد و اين اقدام را يکي از پرافتخارترين وقايع دوران زندگي خود ناميد. قرار است مراسم تشييع جنازهء پادشاه فقيد ايران، با شکوه تمام به طور رسمي تحت رياست انور سادات در قاهره انجام پذيرد.
آخرين روزهاي شاه فقيد در بيمارستان معادي قاهره
قسمتي از خاطرات آقاي محمدرضا مرادي (خدمتکار شاه):
. . . دو سه نفر در حال جارو کشيدن فرش بودند، يکي دو نفر ايستاده بودند کنار سالن (ما مي دانستيم که شاه براي هميشه مي رود) شاه آمد و به خدمه نگاهي کرد و بعد دستش را به علامت دعوت از ما براي در آغوش کشيدن باز کرد. من و چند نفر ديگر به طرف شاه دويديم و به شاه چسبيديم و گريه کرديم. يکي از بچه ها که آبدارچي بود نامش محمد بود، محمد قد بلندي داشت بچه هاي شاه (فرحناز و ليلا) اسمش را گذاشته بودند «ممد گاليور» دقيقن خاطرم هست که ممد گاليور روي زمين افتاده بود، پاهاي شاه را بغل کرده بود و گريه مي کرد و با صداي بلند مي گفت: «اعلاحضرت جانم! نمي گذارم برويد.» محمد اينطور حرف مي زد و طبيعتن ما را گريهء بيشتر وا مي داشت. در همين احوال شاه هم گريه کرد. کامبيز آتاباي که گريه شاه را ديد آمد و شروع کرد به جدا کردن ما از شاه. شاه مي خواست حرف بزند ولي بغض کرده بود و فقط يک نگاه کرد و از سالن خارج شد . . .
ديو چو بيرون رود؟
هيچگاه از خود نپرسيديم که علت ديو ناميدن کسي که در تمامي عمر خويش، براي داشتن ايراني بهتر و آبادتر تلاش کرد، روستائيان را از نظام مخوف ارباب و رعيتي نجات داد، ارتشيان، معلمان و کارگران را شان و منزلت اجتماعي بخشيد، به زنان، حق انسان بودن را عطا کرد، به اقليتهاي مذهبي بها داد و کتاب آسماني آنها را برابر با قرآن دانست، براي توسعهء کمي و کيفي آموزش و پرورش و دانشگاهها و . . . کوشيد، چه بود؟ و علت فرشته ناميدن کسي را که از همان ابتدا، با ادعاهاي دروغين آب و برق مجاني، آزادي و نظام دمکراتيک، خود و اطرافيانش را به قدرت رساند و سپس به قلمع و قمع مخالفين و دگرانديشان، بستن روزنامهها، سرکوب زنان و جوانان به بهانهء حجاب گرفته تا نوع چکمهء پايشان، و . . . اقدام نمود، چيست؟
از امروز ما با هم تاريخ را ورق زديم
تا سال 1953، دوازده سال ميگذشت که براي بقاي ايران جنگيده بودم؛ قصد داشتم 25 سال ديگر براي تامين بقا و پيشرفت کشور وقت صرف کنم و اينک مايلم مراحل اساسي اين مبارزه را تشريح کنم. در سرتاسر اين مدت همواره تنها به يک هدف فکر ميکردم که نه فقط هرگز آن را پنهان ننمودهام بلکه بر عکس علنن دربارهاش سخن گفتهام و آن هدف اين بود که ايران را به ملتي متجدد مبدل سازم و نخست رفاه مادي ملتمان را به صورتي فراهم آورم که روي کره خاکي شايسته داشتن آن ميباشند و در همان حال، آرمانهاي اخلاقي و روحي آنان را تقويت و حفاظت کنم.
ميدانيم که چرا نخستين برنامه هفت ساله ما که ميبايست بين سالهاي 1949 تا 1956 عملي گردد فروپاشيد. ايران براي مصدق ويرانگر بهاي گزافي پرداخت کرد. دومين برنامه هفت ساله که در سال 1954 آغاز شد حاوي بخشي از برنامه اول بود و هزينه آن در حدود 70 ميليارد ريال - اندکي کمتر از يک ميليارد دلار- برآورد شده بود. در اصل برنامه دوم نيز ميبايست از درآمد نفت تامين مالي بشود و لذا ميبايست از منابع نفت و گازمان به نحو صحيحي بهرهبرداري کنيم و ميان درآمد و هزينه تعادل برقرار شود. با وقوف بر اين نکته، براي تحقق برنامه، به مدرنيزه کردن زيربناي کشاورزي اولويت داده بودم. به همين جهت ايجاد سدها و نيروگاههاي هيدروالکتريک و شبکه کاملي از کانالهاي آب رساني و کارخانههاي توليد کود شيميايي در اولويت قرار گرفتند؛ طول خط آهن ما تا سال 1975 سه برابر شد در همان سال ما 5000 کيلومتر راه آسفالته و 30000 کيلومتر جادههاي درجه دو داشتيم. به علاوه اينها، 2400 کيلومتر از خطوط لوله سراسري ايران نيز مورد بهرهبرداري قرار گرفت. ميشد گفت که ايران به يک کارگاه بزرگ ساختماني تبديل شده بود. در همان سال نه تنها ديگر کسري تراز پرداخت نداشتيم بلکه براي نخستين بار در تاريخ ايران جديد مازاد مثبتي هم در آن ديده مي شد؛ ارزش صادراتمان 4 ميليارد ريال بيش از وارداتمان بود.
پشتر در کتاب انقلاب سفيد چنين نوشته بودم:
«ما شيوه اختناق افکار و سلب آزاديهاي فردي و اجتماعي را براي پيشرفت ظاهري خود برنگزيدهايم؛ به عکس آنچه ما به عنوان اصول کار خويش براي آينده در نظر گرفتهايم اصلاحات وسيع اجتماعي، سازندگي اقتصادي، توام با اقتصاد دموکراتيک، پيشرفتهاي فرهنگي، همکاري بينالمللي، احترام به معتقدات معنوي و به آزاديهاي فردي و اجتماعي است . . . »
در 9 ژانويه 1963 در برابر اولين کنگره تعاونيهاي کشاورزي که در تهران تشکيل شد، نخستين شش اصل لازم براي انقلاب را ارائه نمود:
* اصلاحات ارضي: تقسيم زمين ميان کساني که در آن کار ميکنند.
* ملي کردن جنگلها و مراتع
* تبديل کارخانههاي دولتي به شرکتهاي سهامي و فروش سهام آنها به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضي
* مشارکت کارگران در سود کارخانهها
* اصلاح قانون انتخابات؛ مشارکت همگاني و به خصوص زنان در انتخابات.
* ايجاد سپاه دانش از سربازان وظيفه فارغ التحصيل تا در روستاها به تدريس بپردازند.
ميدانستم که خواستههايم با منافع نيرومند کساني که حياتشان به فقر و جهل مردم وابسته است در تضاد ميباشد؛ ولي به رغم فشارهاي خارجي و بيايماني و تخصيص نادرست منابع مالي عمومي و بيلياقتي بعضي از حکومتهايمان، سرسختانه به تعقيب وظيفهاي که متعهد به آن بودم ادامه دادم. طي سي و هفت سال، هيچ چيز مرا از انجام وظيفهام باز نداشت نه گلوله تپانچه و نه رگبار مسلسل. در سال 1943 با وجود جنگ جهاني که در جريان بود و با وجود مشکلات دردناکي که بر من هجوم آورده بود تاکيد کردم با توجه به موجبات واقعي و ريشههاي بدبختيهاي عميقمان بايد به اين پنج هدف برسيم:
* نان براي همه
* مسکن براي همه
* پوشاک براي همه
* بهداشت براي همه
* آموزش و پرورش براي همه
قسمتهايي از کتاب پاسخ به تاريخ، نوشتهء زنده ياد محمدرضا پهلوي
وصيت نامه محمدرضا پهلوي (شاهنشاه فقيد ايران)
در اين هنگام که دور از خاک وطنم در چنگال اين بيماري جانکاه آخرين روزهاي زندگي خود را سپري ميکنم، به عنوان پادشاه ايرانزمين، اين پيام را به ملتم که در شومترين دوران تاريخي وطنش، روزگار تيرهاي را ميگذراند ميفرستم. همانند هر مسلمان معتقدي که در آستانهء مرگ از وجدان پاک و صفاي کامل روح برخوردار است، خداوند را به حضور ميطلبم، از آن وقت که صرفن به خاطر جلوگيري از خونريزي هموطنانم، ناچار خاک ايران را ترک کردم، آني از فکر سيهروزي تدريجي ملتم، و مخصوصن اندوه رقتبار شهادت وطنپرستان با نام و گمنامي که سينههاي فراخ خود را در مقابل جوخههاي آتش جلادان قرار دادند، فارغ نبوده و با تار و پود وجودم، اين رنجها را احساس کردم... شگفت اتفاقي که در همان لحظاتي که قلب من از حرکت ميايستد، قلوب افسران دلاور ارتش نيز که در تکاپوي نجات وطن بودند، پياپي آماج گلولههاي دشمنان ايران قرار ميگيرند و براي اينکه چنين پيوندي جاودان ماند، توصيه ميکنم که بعد از نجات کشورم، کالبدم در گورستان اين جانباختگان وطن، مدفون گردد... من در اين دقايق واپسين، شيريني خاطرات افق ايران عزيز را که به آن عشق ميورزم در برابر تلخي زهراگين مرض جانسوز قرار دادهام. خاطره شاليزارهاي کرانههاي درياي خزر، و مرغزارهاي ديلم، خاطره قلههاي پربرف سهند و سبلان آذربايجان، خاطره کوهستانهاي سبز و خرم زاگرس کردستان، و هامونهاي عريان بلوچستان، خاطره اروندرود خوزستان و هيرمند سيستان، خاطره دشت ارژن فارس، خاطره حاشيههاي کوير سوزان خراسان و کرمان، خاطره شهرکها و دهستانهاي ساحلي خليج فارس، خاطره کوچ عشاير دلير و فداکار، و به طور کلي با انديشهء همهء گوشه و کنار آن سرزمين مقدس و مردم پرتلاش و پرتوان آن، چشم از جهان فرو ميبندم.
ـــ
عنوان موضوع به درخواست نويسنده تصحيح شد. |
|
|
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1890 اعتبار کسب شده: 4872 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
شنبه 05 مرداد 1387، ساعت 23:08 |
|
 |
4 ماه و 8 روز پيش |
|
#2
|
| |
امروز 5 آبانه؟
مجيد جون کم طاقت شدي!چند ماه زودتر اقدام کردي.
در ضمن
شاه اگر شاه بود بايد ايران ميموند.علاوه بر صفت ديکتاتور و سر سپرده ي غرب, لقب ترسو رو هم بايد به القاب محمد رضا شاه اضافه کنيم. |
|
_________________ نه بسته ام به کس دل, نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج , رها, رها, رها من!
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6757 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 05 مرداد 1387، ساعت 23:49 |
|
 |
4 ماه و 8 روز پيش |
|
#3
|
| |
مطمئني شاهنشاه آريامهر به همون خوبي هست که فکر مي کني؟ اگه کسي يه ذره حس وطن دوستي داشته باشه، به خاطر جدايي بحرين از ايران هيچ وقت محمدرضا شاه رو نمي بخشه. به نظر من همين يه خيانت کافيه که ايراني ها از اعليحضرت شاهنشاه همايوني متنفر باشن.
"اگر بحرين از مام وطن جدا نميشد ، برابر قوانين حقوق بين الملل درياها ، تا دوازده مايل دريايي پشت جزيره بحرين ، يعني سواحل آبي عربستان و قطر آبهاي داخلي ايران بودند و بر اين اساس از دوازده مايل دريايي پشت جزيره بحرين يک خط به تنگه هرمز و يک خط به دهانه اروند ميکشيدند و تمام آن محدوده اي که در اين مثلث عظيم قرار ميگرفت ملک طلق ايران بود ، به تعبير دقيقتر حدود 70 در صد مساحت خليج فارس خاک ايران بود و از اين رهگذر :
1-70درصد منابع گازي و هيدروکربني خليج فارس متعلق به کشورمان بود
2- 70 درصد منابع پروتئيني اين محدوده متعلق به ايران بود.
3- تمام تردد آبي کشتي هاي غير ايراني ( اعم از عراق، کويت ، عربستان و يا کشتي هاي ديگر کشورهاي جهان) يا ميبايست با دادن حق عبور از آبهاي ايران عبور ميکردند و يا ميبايست از آبراهه بين ايران و قطر ( بين بحرين و قطر) عبور ميکردند.
4- اکنون ديگر نگران مکيدن بي وقفه منابع گازي توسط قطر نبوديم.
5- اکنون ديگر شاهد حضور گله هاي ناوهاي امريکايي در خليج نبوديم
6- تمام صنعت مرواريد خليج به ما تعلق داشت
7- اگر يکبار عزيزان به نقشه بحرين توجه نمايند متوجه خواهند شد که اين جزيره با موقعيت فوق سوق الجيشي خود ميتوانست اهرم فشار ايران براي ايجاد پايگاههاي نظامي و کنترل دولتهاي مرتجع منطقه باشد.
باز هم بگويم؟...."
مطالب مفصل تري در مورد جدايي بحرين از ايران |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1454 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 06 مرداد 1387، ساعت 3:43 |
|
 |
4 ماه و 8 روز پيش |
|
#4
|
| |
خليج فارس را مي دهيم
ارس را مي دهيم
صندوق ذخاير ارزي را ميدهيم
يارانه جدا
خزر را هم
...
...
و ديگر هيچ |
|
_________________ رابرت دنيرو:
بر اساس يک نظرسنجي تازه زنان ميگويند راحتتر هستند که جلوي مردها لخت بشوند تا جلوي زنها. آنها ميگويند که زنها خيلي با قضاوت نگاه ميکنند اما مردها فقط ممنون هستند.
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |