صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 852
اعتبار کسب شده: 9308
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 18 شهريور 1386، ساعت 12:10
 12 ماه و 4 روز پيش
#1
 
زندگي نامه جلال آل احمد


Image

جلال الدين سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سيد احمد حسيني طالقاني در محله سيد نصرالدين از محله هاي قديمي شهر تهران به دنيا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمين فرزند پدر و دومين پسر خانواده بود.

پدرش در کسوت روحانيت بود و از اين رو جلال دوران کودکي را در محيطي مذهبي گذراند. تمام سعي پدر اين بود که از جلال، براي مسجد و منبرش جانشيني بپرورد.

جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصيل در دبيرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصيل فرزند را در مدارس دولتي نمي پسنديد و پيش بيني مي کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دين و حقيقت منحرف مي کند، با او مخالفت کرد:

« دبستان را که تمام کردم، ديگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشيني بسازد. و من رفتم بازار. اما دارالفنون هم کلاسهاي شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. »

پس از ختم تحصيل دبيرستاني، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سيد محمد تقي فرستاد تا در آنجا به تحصيل در علوم ديني بپردازد، البته او خود به قصد تحصيل در بيروت به اين سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. اين سفر چند ماه بيشتر دوام نياورد و جلال به ايران بازگشت.

در «کارنامه سه ساله» ماجراي رفتن به عراق را اين گونه شرح مي دهد:

«تابستان 1322 بود، در بحبوحه جنگ، با حضور سربازان بيگانه و رفت و آمد وحشت انگيز U.K.C.C و قرقي که در تمام جاده ها کرده بودند تا مهمات جنگي از خرمشهر به استالينگراد برسد. به قصد تحصيل به بيروت مي رفتم که آخرين حد نوک دماغ ذهن جواني ام بود و از راه خرمشهر به بصره و نجف مي رفتم که سپس به بغداد والخ .... اما در نجف ماندگار شدم. ميهمان سفره برادرم. تا سه ماه بعد به چيزي در حدود گريزي، از راه خانقين و کرمانشاه برگردم. کله خورده و کلافه و از برادر و پدر.»

پس از بازگشت از سفر، آثار شک و ترديد و بي اعتقادي به مذهب در او مشاهده مي شود که بازتابهاي منفي خانواده را به دنبال داشت.

«شخص من که نويسنده اين کلمات است، در خانواده روحاني خود همان وقت لامذهب اعلام شده ديگر مهر نماز زيرپيشاني نمي گذاشت. در نظر خود من که چنين مي کردم، بر مهر گلي نماز خواندن نوعي بت پرستي بود که اسلام هر نوعش را نهي کرده، ولي در نظر پدرم آغاز لا مذهبي بود. و تصديق مي کنيد که وقتي لا مذهبي به اين آساني به چنگ آمد، به خاطر آزمايش هم شده، آدميزاد به خود حق مي دهد که تا به آخر براندش.»

آل احمد در سال 1323 به حزب توده ايران پيوست و عملاً از تفکرات مذهبي دست شست. دوران پر حرارت بلوغ که شک و ترديد لازمه آن دوره از زندگي بود، اوج گيري حرکت هاي چپ گرايانه حزب توده ايران و توجه جوانان پرشور آن زمان به شعارهاي تند وانقلابي آن حزب و درگيري جنگ جهاني دوم عواملي بودند که باعث تغيير مسير فکري آن احد شدند.

همه اين عوامل دست به دست هم داد تا جوانکي با انگشتري عقيق با دست و سر تراشيده، تبديل شد به جواني مرتب و منظم با يک کراوات و يکدست لباس نيمدار آمريکايي شود.

در سال 1324 با چاپ داستان «زيارت» در مجله سخن به دنياي نويسندگي قدم گذاشت و در همان سال، اين داستان در کنار چند داستان کوتاه ديگر در مجموعه "ديد و بازديد" به چاپ رسيد. آل احمد در نوروز سال 1324 براي افتتاح حزب توده و اتحاديه کارگران وابسته به حزب به آبادان سفر کرد:

«در آبادان اطراق کردم. پانزده روزي. سال 1324 بود، ايام نوروز و من به مأموريتي براي افتتاح حزب توده و اتحاديه کارگران وابسته اش به آن ولايت مي رفتم و اولين ميتينگ در اهواز از بالاي بالکوني کنار خيابان".

آل احمد که از دانشسراي عالي در رشته ادبيات فارسي فارغ التحصيل شده بود، او تحصيل را در دوره دکتراي ادبيات فارسي نيز ادامه داد، اما در اواخر تحصيل از ادامه آن دوري جست و به قول خودش «از آن بيماري (دکتر شدن) شفا يافت».

به علت فعاليت مداومش در حزب توده، مسؤوليتهاي چندي را پذيرفت. خود در اين باره مي گويد:

«در حزب توده در عرض چهار سال از صورت يک عضو ساده به عضويت کميته حزبي تهران رسيدم و نمايندگي کنگره.... و از اوايل 25 مأمور شدم زير نظر طبري «ماهنامه مردم» را راه بيندازم که تا هنگام انشعاب 18 شماره اش را درآوردم حتي شش ماهي مدير چاپخانه حزب بودم.»

در سال 1326 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در همان سال، به رهبري خليل ملکي و 10 تن ديگر از حزب توده جدا شد. آنها از رهبري حزب و مشي آن انتقاد مي کردند و نمي توانستند بپذيرند که يک حزب ايراني، آلت دست کشور بيگانه باشد. در اين سال با همراهي گروهي از همفکرانش طرح استعفاي دسته جمعي خود را نوشتند.

آل احمد با نثر عصيانگرش اينگونه مي گويد:

«روزگاري بود و حزب توده اي بود و حرف و سخني داشت و انقلابي مي نمود و ضد استعمار حرف مي زد و مدافع کارگران و دهقانان بود و چه دعويهاي ديگر و چه شوري که انگيخته بود و ما جوان بوديم و عضو آن حزب بوديم و نمي دانستيم سر نخ دست کيست و جواني مان را مي فرسوديم و تجربه مي آموختيم. براي خود من «اما» روزي شروع شد که مأمور انتظامات يکي از تظاهرات حزبي بوديم (سال 23 يا 24؟) از در حزب خيابان فردوسي تا چهارراه مخبرالدوله با بازوبند انتظامات چه فخرها که به خلق نفروختم، اما اول شاه آباد چشمم افتاد به کاميون هاي روسي پر از سرباز که ناظر و حامي تظاهرات ما کنار خيابان صف کشيده بودند که يک مرتبه جا خوردم و چنان خجالت کشيدم که تپيدم توي کوچه سيد هاشم و ....."


در سال 1326 کتاب «از رنجي که مي بريم» چاپ شد که مجموعه 10 قصه کوتاه بود و در سال بعد «سه تار» به چاپ رسيد. پس از اين سالها آل احمد به ترجمه روي آورد. در اين دوره، به ترجمه آثار «ژيد» و«کامو»، «سارتر» و «داستايوسکي» پرداخت و در همين دوره با دکتر سيمين دانشور ازدواج کرد.

«زن زيادي» نيز به اين سال تعلق دارد.

در طي سالهاي 1333 و 1334 «اورازان»، «تات نشينهاي بلوک زهرا»، «هفت مقاله» و ترجمه مائده هاي زميني را منتشر کرد و در سال 1337 «مدير مدرسه» «سرگذشت کندوها» را به چاپ سپرد. دو سال بعد «جزيره خارک- در يتيم خليج» را چاپ کرد. سپس از سال 40 تا 43 «نون و القلم»، «سه مقاله ديگر»، «کارنامه سه ساله»، «غرب زدگي» «سفر روس»، «سنگي بر گوري» را نوشت و در سال 45 «خسي در ميقات» را چاپ کرد و هم «کرگدن» نمايشنامه اي از اوژان يونسکورا. «در خدمت و خيانت روشنفکران» و «نفرين زمين» و ترجمه «عبور از خط» از آخرين آثار اوست.

آل احمد در صحنه مطبوعات نيز حضور فعالانه مستمري داشت و در اين مجلات و روزنامه ها فعاليت مي کرد.

نکته اي که در زندگي آل احمد جالب توجه است، زندگي مستمر ادبي او است. اگر حيات ادبي اين نويسنده با ديگر نويسندگان همعصرش مقايسه شود اين موضوع به خوبي مشخص مي شود.

جلال در سالهاي فرجامين زندگي، با روحي خسته و دلزده از تفکرات مادي به تعمق در خويشتن خويش پرداخت تا آنجا که در نهايت، پلي روحاني و معنوي بين او و خدايش ارتباط برقرار کرد.

او در کتاب "خسي در ميقات" که سفرنامه ي حج اوست به اين تحول روحي اشاره مي کند و مي گويد: "ديدم که کسي نيستم که به ميعاد آمده باشد که خسي به ميقات آمده است. . ."

اين نويسنده پر توان که همواره به حقيقت مي انديشيد و از مصلحت انديشي مي گريخت، در اواخر عمر پر بارش، به کلبه اي در ميان جنگلهاي اسالم کوچ کرد.


جلال آل احمد، نويسنده توانا و هنرمند دلير به ناگاه در غروب روز هفدهم شهريور ماه سال 1348 در چهل و شش سالگي زندگي را بدرود گفت.

ويژگي هاي آثار

به طور کلي نثر آل احمد نثري است شتابزده، کوتاه، تاثير گذار و در نهايت کوتاهي و ايجاز .

آل احمد در شکستن برخي از سنت هاي ادبي و قواعد دستور زبان فارسي شجاعتي کم نظير داشت و اين ويژگي در نامه هاي او به اوج مي رسد.

اغلب نوشته هايش به گونه اي است که خواننده مي تواند بپندارد نويسنده هم اکنون در برابرش نشسته و سخنان خود را بيان مي کند و خواننده، اگر با نثر او آشنا نباشد و نتواند به کمک آهنگ عبارات ، آغاز و انجام آنها را دريابد، سر در گم خواهد شد.
از اين رو ناآشنايان با سبک آل احمد گاهي ناگريز مي شوند عباراتي را بيش از چند بار بخوانند.

آثار

آثار جلال آل احمد را به طور کلي مي توان در پنج مقوله يا موضوع طبقه بندي کرد:

الف- قصه و داستان. ب- مشاهدات و سفرنامه. ج- مقالات. د- ترجمه. هـ- خاطرات و نامه ها.

الف- قصه و داستان

1- ديد و بازديد 1324:
نخست شامل ده داستان کوتاه بود، در چاپ هفتم دوازده داستان کوتاه را در بردارد. جلال جوان در اين مجموعه با ديدي سطحي و نثري طنز آلود اما خام که آن هم سطحي است، زبان به انتقاد از مسايل اجتماعي و باورهاي قومي مي گشايد.

2- از رنجي که مي بريم 1326:
مجموعه هفت داستان کوتاه است که در اين دو سال زبان و نثر داستانهاي جلال به انسجام و پختگي مي گرايد. در اين مجموعه تشبيهات تازه، زبان آل احمد را تصويري کرده است.

3- سه تار 1327:
مجموعه سيزده داستان کوتاه است. فضاي داستانهاي سه تار لبريز از شکست و ناکامي قشرهاي فرو دست جامعه است.

4- زن زيادي 1331:
حاوي يک مقدمه و نه داستان کوتاه است. قبل از جلال، صادق چوبک و بزرگ علوي به تصوير شخصيت زنان در داستانهاي خود پرداخته اند.
زنان مجموعه زن زيادي را قشرهاي مختلف و متضاد مرفه، سنت زده و تباه شده تشکيل مي دهند.

5- سرگذشت کندوها 1337:
نخستين داستان نسبتاً بلند جلال است با شروعي به سبک قصه هاي سنتي ايراني، "يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچکس نبود" اين داستان به بيان شکست مبارزات سياسي سالهاي 29 تا 31 حزبي پرداخته است.

6- مدير مدرسه 1337:
اين داستان نسبتاً بلند به نوعي ميان خاطرات فرهنگي آل احمد است. خود او در اين مورد گفته است:

"حاصل انديشه هاي خصوصي و برداشت هاي سريع عاطفي از حوزه بسيار کوچک اما بسيار موثر فرهنگ و مدرسه"

مدير مدرسه، گزارش گونه اي است از روابط افراد يک مدرسه با هم و روابط مدرسه با جامعه.

" آل احمد در مدير مدرسه به نثر خود اعتماد کامل دارد.

قلم ديگر در دستش نمي لرزد و چنين مي نمايد که انديشه هايش نيز، در چارچوبي خاص، شکل نهايي خود را يافته است.

به رغم اين تکوين انديشه، جلال شکست را باور کرده است، لذا به دنبال گوشه اي خلوت مي گردد.

7- نون والقلم 1340:
يک داستان بلند تاريخي که حوادث آن مربوط به اويل حکومت صفويان است. زبان نون والقلم به اقتضاي زمان آن نسبتاً کهنه است.

8- نفرين زمين 1346:
رماني روستايي است که بازتابي از جريانهاي مربوط به "اصلاحات ارضي" در آن بيان شده است.

9- پنج داستان 1350:
دو سال پس از مرگ آل احمد چاپ شده است.

10- چهل طوطي اصل (با سيمين دانشور) 1351:
مجموعه شش قصه کوتاه قديمي از "طوطي نامه" که با تحريري نو نگاشته شده است.

آل احمد در نامه اي خطاب به حبيب يغمايي، مدير مجله ادبي يغما مي نويسد: " و من که جلال باشم وقتي خيال دکتر شدن و ادبيات را در سر داشتم به اينها دسترسي يافتم. قرار بود درباره "هزار و يک شب" و ريشه هاي هندي و ايراني قصه هايش چيزي درست کنم به رسم رساله، که نشد. . ."

11- سنگي بر گوري 1360:
رماني است کوتاه و آخرين اثر داستاني آل احمد محسوب مي شود. موضوع آن فرزند نداشتن اوست.

ب- مشاهدات و سفرنامه ها

اورازان 1333، تات نشينهاي بلوک زهرا 1337، جزيره خارک، درٌ يتيم خليج فارس 1339، خسي در ميقات 1345، سفر به ولايت عزرائيل چاپ 1363، سفر روس 1369 ، سفر آمريکا و سفر اروپا که هنوز چاپ نشده اند.

ج- مقالات و کتابهاي تحقيقي

گزارشها 1325، حزب توده سر دو راه 1326، هفت مقاله 1333، سه مقاله ديگر 1341، غرب زدگي به صورت کتاب 1341، کارنامه سه ساله 1341، ارزيابي شتابزده 1342، يک چاه و دو چاله 1356، در خدمت و خيانت روشنفکران 1356، گفتگوها 1346.

د- ترجمه

عزاداريهاي نامشروع 1322 از عربي، محمد آخرالزمان نوشته بل کازانوا نويسنده فرانسوي 1326، قمارباز 1327 از داستايوسکي، بيگانه 1328 اثر آلبرکامو (با علي اصغر خبرزاده)، سوء تفاهم 1329 از آلبرکامو، دستهاي آلوده 1331 از ژان پل سارتر، بازگشت از شوروي 1333 از آندره ژيد، مائده هاي زميني 1334 اثر ژيد (با پرويز داريوش)، کرگدن 1345 از اوژن يونسکو، عبور از خط 1346 از يونگر (با دکتر محمود هومن)، تشنگي و گشنگي 1351 نمايشنامه اي از اوژن يونسکو؛ در حدود پنجاه صفحه اين کتاب را جلال آل احمد ترجمه کرده بود که مرگ زودرس باعث شد نتواند آن را به پايان ببرد؛ پس از آل احمد دکتر منوچهر هزارخاني بقيه کتاب را ترجمه کرد.

هـ- خاطرات و نامه ها

نامه هاي جلال آل احمد (جلد اول 1364) به کوشش علي دهباشي، چاپ شده است که حاوي نامه هاي او به دوستان دور و نزديک است.



منبع: http://aliakbar1372.blogfa.com
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است اخبار دولت احمدي نژاد
2
پاسخها: 310 بیننده: 12795 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است نامه احمدي نژاد به بوش
1
پاسخها: 28 بیننده: 1731 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است احمدي نژاد در فارس
1
پاسخها: 41 بیننده: 1499 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است معرفي سايت به درد بخور ادبي
1
پاسخها: 3 بیننده: 202 نویسنده: Prometheus

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: